شيخ ذبيح الله محلاتى
120
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
به جهت او مهيا كن پس امين وحى بتعجيل تمام بجنت فردوس شتافت و به جهت او جامهاى بهشتى حاضر نمود و هنوز حضرت فاطمه هفت قدم از خانه بيرون ننهاده بود كه صد هزار حورى ماهلقا گرد وى حاضر شدند و جبرئيل سرتاپاى فاطمهء طاهره را از سندس و استبرق بياراست و حوريان هر ساعت خاك قدم فاطمه را بديده مىكشيدند چون فاطمه اين لطف و حشمت حقتعالى را نسبت به خود ملاحظه كرد به سجده شكر رفته و حق تعالى چندان از نور لطف خود روشنائى و تجلى بفاطمه نثار كرد كه شرح آن ممكن نيست پس فاطمه حمد و ثناى الهى مىكرد و مىرفت تا آنكه به خانه عروس رسيد زنان قريش بانتظار مقدم شريف فاطمه ( ع ) بودند كه ناگاه روشنائى و نورى مشاهده كردند چون برق كه عالم از آن روشن شد مردم آن محله جمله متعجب شدند كه اين روشنائى چيست ناگاه آواز از حوريان برآمد كه هركه شنيدى از خود بى خود شدى و همه زنان از حسن صورت فاطمه ( ع ) متحير شدند و عروس را تنها گذاشتهاند و باستقبال ايشان شتافتهاند فاطمه را ديدند كه صد هزار حوران بهشتى با او خرامان مىآمدند و حوران عود و عنبر مىسوختهاند و از بوى خوش ايشان جمله زنان مدهوش شدند همه بهيكبار در قدم فاطمه افتادند و دست و پاى او را بوسيده و تعظيم هرچه تمامتر او را به خانه آوردند چون آن سيده زنان قرار گرفت حوريان گرد او صف زده بر روى هوا ايستادند بهنحوىكه پاى هيچكدام بر زمين نبود زنان عرب از مشاهده اين امر و عطرهاى بهشتى دمبهدم مىافتادند و سجده مىكردند و عروس نيز از كرسى درافتاد و بىهوش گرديد و بعد از ساعتى در آن بيهوشى بمرد چون عروس را مرده يافتند همه فرياد وا ويلا برآوردند و بگريه و زارى نشستهاند و عروسي بعزا مبدل شد حضرت فاطمه ( ع ) از مشاهده آن حال بسيار دلتنگ گرديد در آن حال برخواست تجديد وضو نمود و دو ركعت نماز بجاى آورد بعد از آن سر به سجده نهاد و عرض كرد ملكا پادشاها بعزت و جلال بىزوال تو و بحرمت شرف طاعات بندگان خالص تو و به بركت محمد و على كه برگزيدگان درگاه تواند كه اين عروس را زنده گردان هنوز حضرت فاطمه ( ع ) در مناجات بود كه عروس عطسه زد و از جا برخواست و بدست و پاى حضرت فاطمه ( ع ) افتاد و عرض كرد